«انتقال پیکر مطهر شهید بهرامی»

گفتار شهید اسداله حسنوند در خصوص جبهه:او چنین بیان کرد که من با رزمنده دلاور مصطفی بهرامی آشنا شدم.

ایشان بعد از عملیات در منطقه عملیاتی شرهانی به فیض عظمای شهادت نائل آمد و پیکر ایشان همراه عده ای از شهدا در منطقه جا ماند.

بعد از مدتی به خانواده و مادرش خبر دادند که فرزندت به شهادت رسید و پیکر فرزند شما در بین نیروهای ایران و عراق باقی مانده است.

سپس مادر به جبهه می رود و درخواست می کند که جنازه فرزندش را بیاورند،من به ایشان قول دادم که حتماً اگر خدا بخواهد پیکر او را برایت می آورم.

 زمانی که نیروهای خودی و نیروهای عراقی روی دو تپه سنگر گرفته بودند و فاصله زیادی از هم نداشتند من برهنه شدم و طنابی را برداشتم و با یاد و نام خدا حرکت کردم و به حال سینه خیز خود را به نزدیکی نیروهای عراقی رساندم و مشاهده کردم که بر روی جنازه ها خاک ریخته اند.

خود را به جنازه شهید بهرامی رساندم و پیکر او و یکی از شهدا را با تحمل مشقات زیادی به نزدیکی نیروهای خودی رساندم و مورد تشویق فرمانده قرار گرفتم

راوی :برادر شهید