ایران در این چهل سال فرهنگ مقاومت در مقابله هرگونه سلطه گری را در دنیای سلطه نهادینه کرد؛ و همه می دانند که در این مبارزه سخت و نفس گیر دو عامل اصلی برای پیروزی های پی درپی و راهبردی ایران وجود داشته؛ اول راهبری درست امامین انقلاب و دوم بصیرت و استقامت و عملکرد درست مردم در پیروی از راهبران خود. صد البته ورای این دو عامل اصلی ایمان و اعتقاد کامل و توحیدی به حمایت پروردگار در این راه از جانب امام و ماموم است که رمز پیروزی ما در مقابله با شیاطین بزرگ عصر سلطه بوده.
ایران امروز، در عرصه های گوناگون علمی، فناوری، مدیریتی و… پیشرفت های چشمگیری داشته است. نشانه این پیشرفت ها در اتفاقات اخیر کاملا مشهود است. مدیریت بحران فراگیر کرونا که تقریبا همه کشورهای دنیا را درگیر خود کرده بود، در کشور نشان داد که ایران توانایی کنترل بحرانهای فراگیر را بهتر از بسیاری از کشورهای به اصطلاح پیشرفته دنیا دارد. چنانکه در این مورد خاص، هم در عرصه تولید تجهیزات پزشکی و هم در حوزه درمان و خدمات پزشکی و هم در اطلاع رسانی و آموزش بهداشتی، نظام جمهوری اسلامی ایران به همت مدیریت جهادی و همت عالی مردم خود توانست از وقوع مشکلات بسیاری پیشگیری کند و با کمترین هزینه اوضاع را به خوبی مدیریت نماید؛ و این همه جدای از موج حمایت ها و مواسات و مودت هایمیان مردم بود که به بهانه کرونا در ایران بالا گرفت.

یا در پرتاب موفقیت آمیز ماهواره تولید سپاه مویوم به “نور “و در مدار قرار گرفتن آن توسط موشک ماهواره بر تولید داخل! ایران نشان داد که در فناوری های بسیاری که در تولید ماهواره و موشک های فضا برد موثر هستند، از جمله در متالوژی، الکترونیک، الکترو تکنیک، مکانیک سیالات و جامدات و ماشین آلات، شیمی و شیمی فیزیک، فیزیک کاربردی، ایرو دینامیک و….؛ مرزهای علم و فن آوری را درنوردیده اند.

و حتی از نگاه بنده مذاکره با دشمنان اروپایی و امریکا بر سر حق هسته تی ایرام که منتهی به عقد برجام نا فرجام گردید هم از دستاورد های بزرگ نظام است. و خصوصا از آن دستاوردهایی است که ایران را به قدرتی بین المللی تبدیل کرد.

اگرچه برجام ذاتا خسارت محض بود، اما قدرت مدیریت سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران توانست از مذاکره با دشمن اقتدار و اعتباری بی نظیر برای خود بیافریند. سالها مذاکره با دشمانی که داعیه دار سیاست ورزی منفعت طلبانه بودند و توشه ای از چند قرن فریبکاری و تزویر و دغلبازی را در فریب افکار عمومی و خیانت علیه ملت ها را بر دوش می کشیدند، و البته در دشمنی با ملت ایران هم همگی صاحب سبک و سابقه به شمار می آمدند! منجر به اثبات منش نرم و تعامل محور و البته همراه با اقتدار و تدبیر ایران برای جهانیان شد.

حتی زمانی که دولت تغییر کرد و اندیشه دولتمردان جدید گره خورد به تمام کردن مذاکره حتی به قیمت خسارت محض، نظام جمهوری اسلامی ایران به جهان نشان داد که می تواند در بهبوحه چرخش سیاست ها به خلاف مصالح کشور و ملت توسط دولت! اقتدار خود را حفظ کند، بدون آنکه از رای و نظر دولت مورد حمایت مردم برگردد و آلوده حفظ مصالح مردم با توسل به دیکتاتوری شود. برجام تصویب شد و قدرت بین المللی ایران بیشتر شد؛ و اگرچه حقوق ما را در داشتن دانش و فناوری صلح آمیز هسته ای پایمال ترس و بی تدبیری مدیران داخلی و زیاده خواهی و سلطه طلبی کشورهای خارجی کردند! اما نتوانستند مانع پیشبرد راهبرد افزایش قدرت و نفوذ بین المللی ایران را در پرتو افزایش همکاری های نظامی و اقتدار موشکی جبهه مقاومت شوند، تا جایی که امروز ایران به صورت رسمی به جبهه سازی بر محور مقاومت ورای منطقه و در قلب شیطان بزرگ می پردازد.

ایران امروز وترد عرصه تمدن سازی بر مدتر توحید و عدالت و با توان و تدبیر ولایت شده است و انشاء الله برنامه انقلابی خود را تا آنجا که بتوان تحویل ولی عصرش داد پیش خواخد برد. اما!

این طرح هنوز ناقص است و با چالش های بزرگی روبرو است.

با مشکلات جدی مواجه است. مردم مومن و انقلابی ایران با همه دلبستگی و ارادتی که به این نظام دارند و با همه جانفشانی که برای این نظام اسلامی داشته اند و دارند و با همه شور و شعف و شادی که در هر پیروزی و پس از هر موفقیتی در عرصه بین المللی به دست می آید، از خود نشان می دهند! اما امروز و پس از گذشتن بیش از چهل سال از انقلاب خونبار خود، هنوز طعم شیرین عدالت و رفاه را در زندگی خود نچشیده اند!
هنوز مدیریت صنایع بزرگ و کوچک غیر نظامی و اداره و مدیریت نیازهای روزمره مردم در پیچ و خم بی توجهی ها و سوء مدیریت ها و عدم نظارت های قوا معطل مانده است.

ماجرای آب غیزانیه که این روزها سر باز کرده و ویرانه های بجا مانده از زلزله سرپل ذهاب که هنوز روی زمین باقی است و خرمشهری که آزاد شد! اما آباد نشد! و لرستانی که مفلوک ترین زمین زمان شده و هر از چند گاهی ماجرایی از این دست در کنار تورم کمر شکن و بی ارزش شدن پول و…؛ نشانه های ضعف در مدیریت داخلی نظام است که باید به قوت تبدیل شود.

تبدیل شدن این ضعف به قوت چگونه ممکن است؟
راه مشخص است. باید دولت جوان انقلابی تشکیل شود. دولت جوان انقلابی یعنی دولت و مدیرانی که مبانی و آرمانهای انقلاب اسلامی را عمیق و دقیق باور داشته باشند. مدیرانی که بتوانند بر مبنای دانش روز و تجربه چهل ساله ما در مدیریت نظام، اعم از پیروزی ها و شکست ها، زمینه را برای فعال شدن ظرفیت عظیم مردم در حرکت به سمت جامعه ای مرفه و پیشرفته و البته موحد و عدالت محور فراهم کند.

دولتی که راه را باز کند برای اینکه جوانان حزب الهی و انقلابی برای مردم و انقلاب و اسلام در همه عرصه ها مجاهدت کنند و امکانات کشور را در مسیر تقویت زیرساخت های فرهنگی و اقتصادی کشور به کار گیرد و با تمرکز بر تقویت ساختار درونی قدرت در ابعاد مختلف آن فرایندی را در جامعه پیاده کند که در آن مردم بی دردسر و دغدغه مومن و انقلابی شوند. بیایند و در مسیر جهاد فی سبیل الله در عرصه اقتصادی و فرهنگی قرار بگیرند و در نهایت مومن به انقلاب شده و خود بسط دهنده فرهنگ انقلاب شوند. دولت جوان انقلابی، بزرگترین کارکردش این خواهد بود که کشور ما را تبدیل کند به کارخانه آدم سازی. و ادارات ما را تبدیل کند به موکب خدمت به مردم در راه امام حسین علیه السلام و مردم ما را تبدیل کند به مجاهدانی که هرکس به فراخور توان و تخصص اش برای اعتلای کلمه حق تلاش می کند و البته مدیرانش خود را خادم مردم می دانند و این خادمی را بزرگترین افتخار خود قلمداد می کنند.
ما چنین دولتی می خواهیم!

✍️دکتراحمد حقی