نقد قرآنی پیام نوروزی آقای مشایی توسط "دکتر ویس کرمی"

“بسم الله الرحمن الرحیم”

نقد قرآنی پیام نوروزی آقای مشایی توسط “دکتر ویس کرمی”

قسمت اول:

از آنجا که ایشان پدر معنوی جریان موسوم به جریان احمدی نژاد است و ادعای تفسیر قرآن دارند نقد قرآنی پیام ایشان را مناسب تر دیدم:

“… فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی‏ ثَمَناً قَلیلاً وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ” (مائده ، ۴۴  )

اصطلاح “هم الفاسقون” و “هم الظالمون” هم در آیات ۴۵ و ۴۷ مائده آمده که نشان می دهد کسانی که بدون توجه به قرآن در مورد چیزی حکم می کنند،فاسق و ظالم و کافرند.البته شاید کفر در اینجا همان کفر عملی –در مقابل کفر عقیدتی-باشد که موجب خروج از دین نمی شود.مناسب است یک مومن قبل از سخن گفتن، تکلیف خود را با قرآن هماهنگ نماید.

مشایی:”دین و ملیت نمی توانند مقابل هم باشند”

نقد قرآنی:

۱- بر طبق برخی آیات گاهی ملیت و دین مقابل هم ایستاده اند:

الف- إِذْ جَعَلَ الَّذینَ کَفَرُوا فی‏ قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ حَمِیَّهَ الْجاهِلِیَّهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَهَ التَّقْوى‏ وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً  [یاد کن‏] هنگامى را که کافران [پس از قرارداد صلح حدیبیه‏] دل هایشان را از تعصّب و خشم شدید جاهلى آکنده کردند، پس خدا هم آرامشش را بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد و روح تقوا را [که حقیقت و جان توحید است‏] ملازم آنان نمود، و آنان به آن سزاوارتر و اهل آن بودند؛ و خدا همواره به هر چیز داناست. (فتح : ۲۶)

ب- ترجیح آداب و رسوم بر احکام الهی یک کار شیطانی است:”

وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ الشَّیْطانُ یَدْعُوهُمْ إِلى‏ عَذابِ السَّعیرِ  (لقمان: ۲۱)

و چون به آنان گویند: از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید، مى ‏گویند: [پیروى نمى‏ کنیم‏] بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته‏ایم، پیروى مى‏ کنیم. آیا [کورکورانه از گذشتگان پیروى مى‏کنند] و هرچند که شیطان آنان را با این پیروى به عذاب فروزان دعوت کند؟!

ج-ترجیح آداب و رسوم و غیر خدا بر نظر خداوند موجب فسق می شود:

” قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی‏ سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ (توبه: ۲۴)

بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان و اموالى که فراهم آورده‏اید و تجارتى که از بى‏رونقى و کسادى‏اش مى‏ترسید و خانه‏هایى که به آنها دل خوش کرده‏اید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‏ترند، پس منتظر بمانید تا خدا فرمان عذابش را بیاورد؛ و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‏کند.

تذکر: جناب مشایی، از سرنوشت امثال بازرگان عبرت بگیرید که در نهایت آمریکا را به عنوان تمدن مورد آرزوی انبیا دانستند و مدعی شدند بشر امروزی نیاز به دین ندارد.

قسمت دوم

***** آقای مشایی: دین و ملیت هر دو متغیر هستند*****

۱-جواب نقضی:

اولا : اگر این دو متغیرند پس اینهمه تاکید بر ملیت ایرانی برای چیست؟

 

ثانیا :کدام ایران مد نظر شماست؟قبل از ورود آریایی ها؟ زمان ساسانی؟ زمان کورش؟ با این بیان مصر و چین و یونان هم تمدن داشته اند….

ثالثا-چرا به جای اسلام ایرانی،اسلام مصری را نباید صادر کرد؟ آنها هم تمدن کهنی دارند که قابل مقایسه با ایران است.

۲- جواب حلی.دین متغیر نیست بلکه جوهره ی دین تسلیم و مصداق کامل و سالم  و نهایی آن اسلام است:

-إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ  مسلماً دینِ [واقعى که همه پیامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا اسلام است. و اهل کتاب [درباره آن‏] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه آنان را [نسبت به حقّانیّت آن‏] آگاهى و دانش آمد، این اختلاف به خاطر حسد و تجاوز میان خودشان بود؛ و هر کس به آیات خدا کافر شود [بداند که‏] خدا حسابرسى سریع است‏. (آل‏عمران، ۱۹)

– وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ   و هرکه جز اسلام، دینى طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمى‏شود و او در آخرت از زیانکاران است.(آل‏ عمران، ۸۵)

– بر طبق  فرمایش قرآن  کریم اگر بنا باشد یکی از این دو (ملیت و دین) به رنگ دیگری در

بیاید این ملیت است که باید الهی بشود…عربی کردن اسلام باعث  نابودی و سلطنتی شدن اسلام شد و یک تجربه ی شکست خورده است: ” قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى‏ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسى‏ وَ عِیسى‏ وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (۱۳۶) فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِی شِقاقٍ فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (۱۳۷) صِبْغَهَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ (۱۳۸/بقره)

قسمت سوم

آقای مشایی:*دوران کودکی اسلام در جزیره العرب و بلوغ آن در ایران اتفاق افتاد.*

۱-جواب نقضی:

– اسلام را چه می دانید که در جزیره العرب کودک و … بود؟

-تا جایی که می دانیم اسلام دارای عقیده، اخلاق و عمل است. طبق نظر شماکدامیک در دوران حضرت رسول و علی در کودکی قرار داشت؟

– ملاک بلوغ اسلام از نظر آقای مشایی چیست؟

-لابد بنا بر فرمایش حضرتعالی، دوران کودکی اسلام یعنی زمان پیامبر و علی و زمان بلوغ یعنی زمان بنی عباس و بنی امیه صفویه، قاجار یا… یا تفاسیری مانند فخر رازی و صحیح بخاری …

جواب حلی:

– آیا آقای مشایی نشنیده که در قرآن روز غدیر اسلام تمام و کامل شد

…الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا… “مائده ، ۳)

– آیا این حرف خلاف قرآن نیست؟ علامه امینی آنهمه زحمت کشید که کمال و تمام اسلام را در غدیر اثبات کند و شما آن را نابالغ می دانید؟!

قسمت چهارم

نظر آقای مشایی و همفکران ایشان: تکیه بر*اسلام ایرانی*  به جای *ایران اسلامی* است.

۱-*ایران اسلامی(ایران مشرف به نور اسلام) را می فهمم همانگونه که هر ملتی می تواند  مفتخر به اسلام شود: “وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّهً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ” (سبأ : ۲۸)

در همین راستا بود که پیامبر اسلام در مقابل تعصب جاهلی عرب  که به عنوان طعنه سلمان فارسی می گفتند فرمودند *سلمان محمدی” و نیز “سلمان منا اهل البیت”

۲-*در مورد تز معروف به “اسلام ایرانی” که گروه مشایی ترویج می کند، نکات زیر قابل توجه است:

الف- منت  فرد یا گروهی بر اسلام برای مسلمان شدنشان مردود است :” یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ. (حجرات : ۱۷  )

ب-  دامن زدن به  ایران ستیزی  و تفرقه در میان مسلمانان: یک لبه ی قیچی  است برای تفرقه در میان مسلمانان. لبه ی دیگر قیچی وهابیت است که ایرانی را مجوس و شیعه را کافر می داند.

ج- چرا باید بقیه ملتها اسلام ایرانی را بپذیرند؟ اسلام نژادپرستانه را عربها ( بنی امیه و بنی عباس به مدت ۷ قرن) و ترکها (عثمانی به مدت پنج قرن)تجربه کردند و شکست خوردند!

د- نسبت این ادبیات با زمینه سازی ظهور چیست؟  طبق نظر شما امام زمان (عج) از نسل همان اسلام دوران کودکی نیست؟ نکند همانند بنی اسرائیل شویم که پیامبر اسلام را به دلیل غیر بنی اسرائیلی  بودن نپذیرفتند: وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ قَفَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى‏ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَریقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَریقاً تَقْتُلُونَ ” و یقیناً ما به موسى کتاب دادیم و پس از او پیامبرانى به دنبال هم فرستادیم، و به عیسى بن مریم دلایل روشن و آشکار عطا نمودیم، و او را به وسیله روح القدس توانایى بخشیدیم؛ پس چرا هرگاه پیامبرى آیین و احکامى که مطابق هوا و هوستان نبود براى شما آورد، سرکشى کردید؟ پس [نبوّتِ‏] گروهى را تکذیب نمودید وگروهى را مى‏کشتید. ( بقره ، ۸۷  )

قسمت پنجم

تکیه کلام آقای مشایی:**  لزوم برگشت ایران به سیادت و رهبری جهان**

نقد و بررسی:

– کدام ایران؟! آیا این ادبیات نژاد پرستانه نیست؟ آیا همان ادبیات اردوغانی نیست؟  آیا این همنوا شدن با صهیونیزم برای ترویج ایران هراسی نیست؟!

– از همان جزیره العرب، اشرف مخلوقات(پیامبر اسلام) برخاسته و این یعنی همان پیام قرآن  است که” ان اکرمکم عندالله اتقاکم”

– نکند فردا بگویید چون امام زمان (عج) ایرانی نبوده پس یک انسان ایده آل نیست؟

قسمت ششم.

آقای مشایی: همه ی اقوام تحت نام ایرانی یک ملت هستند.

نقد و بررسی

۱-  مایه ی وحدت ایران را چه می دانید؟

–  مایه ی وحدت ایران کنونی چیس

ت؟ اسلام یا ملیت؟ کدامیک باید رنگ دیگری رابپذیرد؟!

-کدام ایران در چه مقطعی مد نظر شماست؟

۲- مایه ی وحدت در اسلام ریسمان الهی (قرآن) و اهل بیت (امت وسط) است:

– وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ. (آل‏عمران ، ۱۰۳ )

– وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتی‏ کُنْتَ عَلَیْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلى‏ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کانَتْ لَکَبیرَهً إِلاَّ عَلَى الَّذینَ هَدَى اللَّهُ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضیعَ إیمانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ (بقره ، ۱۴۳ )

۳- بر طبق قرآن، هیچ عاملی جز ولایت الهی،  عامل وحدت دیرپا نخواهد بود: ” وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ (أنفال ، ۶۳)

۴- نسبت این ادبیات با زمینه سازی ظهور چیست؟  طبق نظر شما امام زمان (عج) از نسل همان اسلام دوران کودکی نیست؟ نکند همانند بنی اسرائیل شویم که پیامبر اسلام را به دلیل غیر بنی اسرائیلی  بودن نپذیرفتند!

۵- تحریف امت اسلام به ملیت ایرانی از عیوب دیگر این باور است:

“وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً واحِدَهً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ. فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُراً کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ ” : و بى‏تردید این [اسلام‏] آیینِ [حقیقى‏] شماست در حالى که آیینى یگانه است، و من پروردگار شمایم؛ بنابراین از من پروا کنید. پس کار [آیین‏] خود را میان خویش قطعه‏قطعه کردند [و گروه گروه شدند]، در حالى که هر گروهى به آن [آیینى‏] که نزد آنان است خوشحال و شادمانند [که آیینشان بر حق است.]

(مؤمنون ، ۵۲-۵۳ )

قسمت هفتم

***مشایی: برای همه ی بشریت آرزوی صلح دارم…*******

نقد:

۱- ظاهرا برائت در منطق مکتب  آقای مشایی جایی ندارد:

” مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ … (فتح ، ۲۹ )

۲-این همان  ادبیات “ملت اسرائیل” است که تکرار می شود و شاید پیشنهاد مذاکره  با آمریکا در اواخر دولت دهم که به تولد برجام در دولت یازدهم انجامید از همین تفکر برخاسته باشد!!

۳-آرزوی صلح برای بشریت زمانی محقق خواهد شد که کفر و شرک و استکبار از میان رفته و دین توحید، بر جهان حاکم باشد: ” وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا‌ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ (بقره : ۱۹۳)

 

انتهای پیام/

    نام شما (الزامی)

    ایمیل شما (الزامی)

    موضوع

    پیام شما