۲۵ مرداد ۱۳۳۲ شاه با لباس نامناسب و بدون جوراب از ایران فرار کرد و راهی عراق شد. هنوز عرق شاه در حین فرار خشک نشده بود که #لرهای_عراق علیه اش در بغداد تظاهرات کردند! و باز شاه فرار را بر قرار ترجیح داد و رفت به رم! شاه مدام می گفت: این تظاهرات کار خودشونه! حمید معصومی نژاد هم هنوز در رم نبود.

اما در کشور ایران، مصدق همپیمان و دوست آمریکا، نخست وزیر بود! جاسوس های سازمان سیا نزد مصدق رفتند و گفتند نخود سیاه کیلویی چند است؟

مصدق هم گفت: در عالم رفاقت این حرف ها را نزنید خودم می روم برایتان می خرم خودم هم حساب می کنم،

سه روز بعد یعنی روز ۲۸ مرداد، مصدق با چند کیلو نخود سیاه برگشت اما دیگر نخست وزیر نبود چون جاسوس سیا نتوانسته بود منتظر بماند و با یک کودتا، شاه فراری را به ایران بازگردانده بود! جاسوس سیا برای اینکه مصدق ناراحت نشود گفت شاه حین فرار لباس مناسب بر تن نداشته است و الان فقط آمده که پیژامه اش را بردارد.

شاه دیکتاتور که توانسته بود با رای مستقیم عمو سام(آمریکا) و دعاهای عمه ملکه(انگلیس) دوباره شاه شود از جاسوس های روسیاه سیا تشکر کرد و گفت: سلام مرا به عمه ملکه برسانید که برای شاه شدنم ختم انجیل گرفته بود.

به عمو سام(آمریکا) هم بگویید بیاید این نفت بد بوی ایران را ببرد برای خودش که بویش مردم ایران را اذیت می کند.

مصدق هم با همان نخودهای سیاه یک مزرعه کاشت.

او همیشه می گفت: هیچ رفاقتی به اندازه رفاقت با آمریکا نفخ نمی آورد بس که آدم را می فرستند دنبال نخود سیاه!

“مهدی سلیمان نژاد”