×

یادداشت
ظاهربین های رمانتیک!

  • ۰۶ شهریور ۱۴۰۴
  • ۰
  • دال مرکزی گفتمان سیاست خارجی جریان غرب‌گرا راهبرد تنش زدایی است. فرض بارها ابطال‌ شده این راهبرد آن است که مسائل بین جمهوری اسلامی و آمریکا با یک دست دادن و لبخندی و نشستن و برخاستنی قابل حل شدن است و این ما هستیم که همیشه باید مبتنی بر کاهش سطح تنش و افزایش سطح اعتماد‌سازی‌ ذهنیت طرف مقابل را اصلاح کرده‌ و با تغییر رفتار خودمان، رفتار طرف مقابل را تغییر دهیم.

    ظاهربین های رمانتیک!
  • دال مرکزی گفتمان سیاست خارجی جریان غرب‌گرا راهبرد تنش زدایی است. فرض بارها ابطال‌ شده این راهبرد آن است که مسائل بین جمهوری اسلامی و آمریکا با یک دست دادن و لبخندی و نشستن و برخاستنی قابل حل شدن است و این ما هستیم که همیشه باید مبتنی بر کاهش سطح تنش و افزایش سطح اعتماد‌سازی‌ ذهنیت طرف مقابل را اصلاح کرده‌ و با تغییر رفتار خودمان، رفتار طرف مقابل را تغییر دهیم.
    این باور سیاسی در طول تاریخ انقلاب و در مقاطع زمانی مختلف و در دولت های گوناگون‌ دنبال شده و متأسفانه مبنای سیاست‌ خارجی ما قرار گرفت. اما هیچ وقت  پروژه تنش زدایی نتوانست نتیجه آرزوها و تحلیل های رمانتیک خود از نظام و روابط بین الملل را ببیند و هربار به دیوار واقعیت زورگویی و زیاده‌خواهی طرف مقابل برخورد کرد. مهم‌ ترین پروژه تنش زدایی جریان غرب‌گرا برجام بود. برجامی که نه تنها نتوانست منافع ملی را تأمین کند بلکه هم چرخ های اقتصادی کشور و معیشت مردم تعطیل کرد و هم چرخ سانتریفیوژها و صنعت هسته ای! برجام به تعبیر دقیق رهبری خسارت محض بود. خسارتی که دست‌پخت دیکته نویسی ظریف و عراقچی از روی توصیه های امثال فرانچسکو بود!
    حامیان و عاملین راهبرد تنش زدایی حتی بعد از خروج آمریکا از برجام و دیدن بدعهدی ها و تحریم های گسترده آمریکا و اروپا دست از تنش زدایی برنداشته و همچنان امیدوار به حل اختلافات طرفینی از کانال اعتماد‌سازی‌ بودند و باز هم رفتند پای میز مذاکره‌، به جای آنکه راهبرد تهدیدزدایی را مبنا قرار دهند، فکر می‌کردند تنش زدایی باعث دور شدن جمهوری اسلامی از جنگ احتمالی می‌شود! تنش زدایی که در دولت روحانی حاصلش تحریم های گسترده طرف غربی و نابودسازی اقتصاد کشور بود اما تنش زدایی در دولت پزشکیان حاصلی سترگ داشت و آن جنگ بود! طرف غربی وسط مذاکرات رسما وارد یک جنگ فراگیر و گسترده نظامی شد و دهها تن از مردم، فرماندهان و دانشمندان ایرانی را به شهادت رساند.
    این حجم از بلاهت سیاسی غرب‌گرایان وطنی و به تعبیر رهبری ظاهربینی،حقیقتا اعجاب آور است، کی و کجا اینان میخواهند از رؤیاهای کودکانه‌ خویش خارج شده و کمی حداقل از کرده‌ های گذشته خود عبرت بگیرند! جالب آنکه این جماعت حتی بعد از حمله نظامی طرف مقابل باز هم دم از مذاکره با آمریکا می‌زنند! این ظاهربینان دچار بیماری سندروم مذاکره بی قرارند! مواضع اخیر این جریان عتاب صریح رهبر انقلاب را در سخنان اخیرشان در پی داشت. بخوانید.
    “این کسانی که میگویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی میشوند، با شما دشمنی میکنند»، اینها ظاهربینند. این کسانی که تحلیل میکنند که «چرا با آمریکا مذاکره‌ی مستقیم نمیکنید، مسائلتان را حل نمیکنید»، به نظر من ظاهربینند. باطن قضیه این نیست؛ این مسئله حل‌نشدنی است. او میخواهد که ایران گوش‌به‌فرمان آمریکا باشد. ملت ایران از چنین اهانت بزرگی بشدّت رنجیده میشود و در مقابل آن کسانی و آن کسی که چنین توقع غلطی از ملّت ایران دارد، با همه‌ی قدرت می‌ایستد. جنگ اخیر هم به خاطر همین بود. رژیم صهیون را پیش کردند، تحریک کردند، رضایت نشان دادند، کمک کردند برای اینکه به ایران حمله کند و به خیال خودشان کار ایران را تمام کند، کار جمهوری اسلامی را تمام کند! اینها تصور نداشتند که ایران در مقابل حرکت آنها آن‌چنان مشتی به آنها خواهد زد که آنها را پشیمان خواهد کرد؛ این تصور را نداشتند.”
    این سخنان مشخصا در واکنش به فضاسازی گسترده غرب‌گرایان وطنی در ایام اخیر مطرح شده‌ است، از صحبت های عجیب محمد رضا عارف معاون اول رئیس جمهور و حسن روحانی تا بیانیه جبهه‌ اصلاحات و مواضع پیاده نظام هایی چون سلحشوری و مرعشی و ظریف و… . کسانی که با اسم رمز تغییر پارادایم نسخه تسلیم را صورت‌ بندی کردند و به باور احمقانه شان با یک دیداری و دست دادنی و… مسائل حل شدنی است!
    باعث تاسف است که برخی رسانه‌های اصولگرا و پروژه بگیر به جای آنکه این ایستادن صریح و مهم رهبر انقلاب مقابل غرب‌گرایان را ببیینند و خط داده شده‌ توسط رهبری را دنبال کنند، باز هم به حواشی پرداخته‌ و پنجه به صورت جریان انقلابی و حزب‌اللهی می‌کشند، کینه سیاسی به این جماعت اجازه نمی‌دهد شمشیر کشیدن گسترده اصلاح طلبان و غرب‌گرایان وطنی را ببینند، که اگر می‌دیدند به این شکل‌ صحنه را نگاه نمی‌کردند و قلب خیمه فتنه‌ را هدف قرار می‌دادند و نه حزب الله عزیز را !
    سخنان صریح رهبری اتمام حجتی آشکار با جریان واداده رمانتیک غیر واقع گرای داخلی بود که رگه های آن هم درون دولت دیده می‌شود و هم بیرون آن، جریان انقلابی باید با فاصله گرفتن از حواشی ساخته شده توسط وفاقیون چپ و راست، حول نقطه اصلی و دال مرکزی گفتمان غرب‌گرایان یعنی راهبرد غلط تنش زدایی و اعتماد‌سازی‌ و حل کردن مشکلات‌ کشور از طریق مذاکره با غرب ایستاده و عملیات کند.
    نویسنده: علی ریاحی پور
    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *